سديد الدين محمد عوفى
66
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
عادت پسنديدهء او در اصطناع بندگان دولت كجا رود ؟ پس مأمون فرمود كه او را به حضرت ما آور . چون حسين ضحاك را حاضر كردند سلام گفت . مأمون جوابى آهسته بداد . پس گفت : آن روز كه برادرم در بغداد كشته شد شنيدى كه هيچ حرم « 1 » بدنام شد « 2 » يا هيچ زن هاشيمه به رسوائى گشته است « 3 » گفت : نه . گفت پس چرا در شعر تعريض « 4 » اين معنى كردى كه پردهها دريده شد و عورات رسوا شدند . گفت : يا امير المؤمنين سوزى غلبه كرد و حزنى ناگاه بر من محيط شد و نعمتى را كه غرق آن گشتهام ناگاه بيادم داد « 5 » ، شكر انعام و احسان سابق « 6 » گزاردن را جز آن ندانستم كه هذيانات بر زبان راندم . مأمون را آب در چشم آمد و فرمود كه از تو عفو كردم و مثال داد تا او را تشريف دهند و آنچه از مواجب تا بدين غايت نرسيده بود ادا كنند . و اين از كمال خلق خوب بود كه مجازات بدى احسان و مكافات اساءت امتنان فرمايد . [ احمد ابى دواد جاحظ را با وجود كفران ببخشيد و فضل و هنروى را بستود ] حكايت ( 19 ) آوردهاند كه جاحظ « 7 » به نزديك احمد ابى دؤاد « 8 » رفت ، بعد از نكبت محمد عبد الملك زيّات « 9 » و با آنكه احمد ابى دؤاد 2 در حقّ او بسيار تربيت و احسان كرده بود او « 10 » آن جمله را به بدى مقابله كرد و در حق او
--> ( 1 ) مج : حرمى . ( 2 ) مپ 2 : نشد . ( 3 ) مج : كشته و رسوا گشته ، مپ 2 - يا هيچ زن . . . . گشته است . ( 4 ) مپ 2 : تعرض . ( 5 ) متن و مپ : حزنى ناگاه ساز دادم ، بنياد : - و حزنى بر من محيط . . . . داد ( 6 ) متن و مپ 2 و بنياد - و احسان سابق . ( 7 ) متن : جاحد ، مج : عمر حافظ ، بنياد : حاجب ( 8 ) متن و مپ 2 و بنياد : داود . ( 9 ) مپ 2 و بنياد : زياد . مج - زيات ( 10 ) متن : و ، مپ 2 : واو .